امروز دوسال از آخرین روز با "او" بودن بگذرد
فردا باشد سالگرد آخرین سرم و پوست نازکش که رگهای خشکیده اش معلوم بود
فردا باشد روزی که یک ساعت تمام "خوابیدی بدون لالایی و قصه.."در گوشم آواز شده باشد
فردا باشد روزی ک تمام قهرمانهایم جلوی چشمانم شکستند!
فردا باشد همان روزی که برایِ اولین بار؛خانه شد "خانه یِ بی مادر"
برچسب:
نویسنده: مهدی میرزاپور