هشتگ سیصد و چهل و چهار - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 3:50
_یه بهونه بیار برا بودن با من! +دوسِت دارم #وارثان
هشتگ سیصد وچهل و سه - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 11:03
آدم گاهی خوشحال میشود وقتی می بیند تنها غمش کنکور است! من واقعا نگرانم[دختری که کمی بغض کرده و با کلافگی هی موهایش را دور انگشتانش میپیچاند]
هشتگ غم یک پدرِ بی همسر :) - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 11:03
مثلاکه این دو سه روز باشند سوهان روحش امروز دوسال از آخرین روز با "او" بودن بگذرد فردا باشد سالگرد آخرین سرم و پوست نازکش که رگهای خشکیده اش معلوم بود فردا باشد روزی که یک ساعت تمام "خوابیدی بدون لالایی و قصه.."در گوشم آواز شده باشد فردا باشد روزی ک تمام قهرمانهایم جلوی چشمانم شکستند! فردا باشد همان...
هشتگ سیصد وچهل وپنج - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 11:03
دلبر غم دیده و دیو در ماتم....
هشتگ سیصد و چهل و دو - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 22:25
مثلا که بغضت گرفته باشد که جای خالیِ دستانش را رویِ بازوهایِ سردت.... مثلا که هی تصور کنی یک فردایِ قشنگ را... مثلا که چه خوب است که تنها دردت همین پنج کیلومتر است... مثلا که مقصود تو باشی...مثلا که به عشق تو درس بخوانم...
هشتگ سیصد و چهل ویک - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:06
مثلا که سال بعد همین موقع ها؛از اتفاقاتی که برایِ ترم اول ها در دانشگاهمان می افتد بگویی! خبرت مزه انار نوبر داشت...❤❤
هشتگ سیصد و سی و هفت(گویا) - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 0:43
خب لعنتی وقتی میگویی باید ییست تومن پول تعمیرش را دهیم انتظار داری من فکر کنم که تو تنها نگران هستی که نکند من با راکتی که گوشه اش پاره شده در مسابقه چهارشنبه شرکت کنم؟؟/؟
#333 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:34
غمِ دخترے که روز عروسیش نه پدرش دلخوش از حضورش در اونجاست نه پدربزرگ و مادربزرگش حاضر به حضور در جشنش هستن! :) به گناه دیگری محکومی...به گناه یه هرزه...به گناه یه هوس باز...
#335 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:34
مثلا خواب ببینی او رمز گوشی را فهمیده و رفته سرِ گوشی!همه جارا گشته و تو هیستوری کروم را پاک نکرده ای!و حالا ادعایش میشود ک ما شدیم غریبه! یهویی مامان صدایت کند و تو از خوابت بپری و بفهمی خواب بوده!شبیهِ اولین نوبرانه یِ گیلاس میماند!'
#336 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:34
انگار که جانش جانت باشد؛انگار که آنقدر عاشقش باشی ک از عشقش نفست بند بیاید؛فکرش در جانت ریشه کند؛و تصور اولین شبِ آرامشت قلبت را به لرزه بیندازد! با تمام وجود؛عاشق این عاشق بودنمان هستم!
#330 - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 12:07
بزرگ بشید! عاشق بشید! اگه درست عاشق بشید خواهید دید چگونه زندگی باید کرد!
#329 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 3:24
میرم اونجا که یک نفر باشه جنس دیوونگیش فرق کنه عاشق دختری بشم که شبا خودشو توو کتاب غرق کنه دختری که تموم این شبها توی خوابام میزنه پرسه لای شعر و کتابها زندهس جز من از کلّ شهر میترسه» الحمدالله رب العالمین ک کس دیگری هم هست ک دختری را که عاشق کتاب هست دوست بدارد!
#327 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
باید اعتراف کنم ب طرز قشنگی حالم خوب است! حتی از النا هم ک بدو بدو مادرش را بیخیال میشود و می اید و به من میگوید جیش یا خوابم میاد! (هدف از اوردن این مثال برتری دادن دیگری ب النا بود) خلاصه خواستم بگویم ک خیلی وقت بود از تهِ تهِ دلم نخندیده بودم! این تابستان گذشت و کارش ندارم اما تابستان بعد را قرار...
#328 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
شاید بهتر باشد این پست را هیچکس نخواند
#324 - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 10:54
راستش این روزها مامان زیاد میخندد ولی ب از ته دل بودنش شک دارم دارد خودش را ب بیخیالی تمام خودخوریهای چند مدته اش میزند!
#325 - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 10:54
جز پست هایی ک برچسب #هروئین∞ خورده اند بقیشان را دوست ندارم!
#316 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 12:48
توی سریال آقای دکتر چیزی ک منو جذبش میکنه مهربونیه پارک شیونه نمیدونید چه لذتی میبرم وقتی با تمام سختیاش با تمام وجود از مهربونیش دست نمیکشه... کاش از اینا توی تمام دنیا زیاد بشه...
#319 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 12:48
باید قبول کرد که روح این زندگی به [تو] گره خورده است! آدم باید از حال دلش بنویسد! بنویسد که حالش به حالت بند است! بنویسد که تا تو به جای دوتا شکلک بوسه یک شکلک میگذاری این قلب می ایستد آدم باید بگوید ک بی [او] بی صدای نفسهایش بدون چشمهایش(قلبم)بدون لمس دستهایش بدون حس بازوانش دور خودت بدون بوسه هایی...
#320 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 12:48
ادامه مطلب را هیچکس نخواند
#321 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 12:48
یافتن استعداد جدید و آن چیزی نباشد جز علاقه به آرایش مو و صورت! آرایش مجاز می باشد و ب معنای رایج آن نیست